سایت عاشقان دل شکسته
امروز

من در نگاه اطرافیان تنها بیقراری
را میدیدم.هر کس بیقرار خود بود
هر کس نگران اینکه با رفتنم چه کند
هیچ کس نفهمید که من چرا میخواهم
بروم،چون هیچ کس هیچ نپرسید
کیست که مرا یاری کند؟
هیچ کس نمیاندیشد که برای بودنم چه باید بکنم.همه به این فکرند که من چگونه بروم.هیچ کس فکر نکرد،هیچ کس هیچ نگفت.انگار که همه منتظر یک معجزهاند.اما من نه منتظر هستم و نه کسی را به انتظار خود میبینم.من منتظر هیچ کس و هیچ چیز نیستم.من مشتاقم.مشتاق به تولد.تولدی نو و دلانگیز.صدای این نوزاد،صدای آبی بود که برای همه تنها وجودی خوش داشت.هیچ کس زلالی آب را نفهمید که با سنگ چه کرد.هیچ کس هیچ نفهمید. من با آب همدردم،با باد زوزه میکشم و با فروریختن بهمن اشک میریزم.کوه نیز برای درد دلهای خاموش من سنگ گریست،اما گریست
من در نگاه اطرافیان تنها بیقراری را میدیدم.هر کس بیقرار خود بود.هر کس نگران اینکه با رفتنم چه کند.هیچ کس نفهمید که من چرا میخواهم بروم،چون هیچ کس هیچ نپرسید
من نیز،با زبان آب،با دل سنگ سخن از زوزههای شبانهی باد گفتم. گفتم که منتظر نیستم،اما مشتاقم،مشتاق به تولد،تولدی دیگر. گریههای شبانهی کودکیم را هیچ کس هیچ نگفت. اشکهای شور من بر روی گونههای لرزانِِ همیشه خیسم،سخت غلتیدند.اشکها را روی صورت نازکم پخش میکنم تا سوزش دل سوختهام را همهی جوارحم حس کند.من همیشه و هربار گریستهام.من با آغوش گرم و سرد دوستانم،با لرزش دستهای گرم مادر،با چشم نگران و همیشه منتظر پدر،همشه گریستهام،من با همه گریستهام
من هر شادی حتی کوچکم را با همه تقسیم کردهام.من هیچ عشقی را به تنهایی برای خودم نخواستهام.من عشقم را به همه نثار کردهام
همیشه با موسم بهار،با نسیم و حتی باد سرد زمستانی،سلام سرشار از محبتم را به همهجا و همهکس تقدیم کردهام
هیچ کس نپرسید که این همه از کیست.هیچ کس نپرسید که او کجاست
خودم هم نمیدانم کجایم.اما هرجا که باشم همیشه عاشق خواهم ماند و عاشق کولهبارم را میبندم و عاشقانه عزیزانم را ترک میکنم.من میروم.من به گلها گفتم که به آنها سر خواهم زد،به گلدانم گفتهام که برایش آب و نور و خاک خواهم شد.من به او قول دادهام. من برایش جان خواهم شد،شاید که کسی او را بفهمد
من عروسکهایم را نخواهم برد.طاقت دیدن چشمان همیشه گریان و منتظرشان را ندارم.من قول خواهم داد.من بازنخواهم گشت،من نیز خواهم رفت
میخواهم خودم را دریابم،تمام آنچه را که دیگران نفهمیدند،تمام آنچه که به دیگران هدیه کردم و هیچ پنداشتند
میخواهم سوار بر باد به جای ابرها بگریم تا ببینند که از این جهان جز نمکزار،چیزی باقی نمیماند.تا ببینند که هیچ چیز باقی نمیماند
با یخ بستن اشکهای سرشار من،حتی خورشید هم از شما روی برگردان خواهد شد.
من هیچ نمیگویم،چون هیچ کس هیچ نپرسید ...

مهربانيت درياست که کران نميتوان برايش يافت
و من چشمانم را که درآن اقيانوس عشق موج ميزند
به تو خواهم بخشيد تا به احساسم شک نکن
آن روز را به یاد می آورم
روزی که نسیم عشق وزیدن گرفت
روزی که عشق را با تمام احساسم
در قلبم حس کردم و تو به قلبم راه یافتی
احساس زیبایی در درونم پدیدار شد
عشقت راه به دنیای بهتری داشت
دروازه قلبم را به روی عشقت گشودم
با تمام احساسم و با تمام وجودم
تو را طلب کردم و تو به ندای دلم پاسخ دادی
ندای قلبم را شنیدی و به آن پاسخ دادی
با زیباترین کلمه دنیا ** عشق **
عشقی جاودان و ابدی که در قلبم پدیدار گشت و مرا به اوج آسمانها برد
من خوشبخت ترین دختر دنیام
چون عشق را با همه احساسم و با همه وجودم حس کردم
احساسی دوست داشتنی وزیبا و پاک و سرشار از عشق
که از قلبم بر میخواست و من به ندای دلم پاسخ دادم
و با عشق دنیایی را دیدم که هیچوقت حتی در خوابهایم هم ندیده بودم
پس به حرمت عشقی که در قلبم هست
همیشه در کنارم بمان عشق نازنین و گلم
تا همه احساس و عشقم را به پایت بریزم

اینا حرفای دلم که برای عشقم برای ژیلا گلم که امید زندگیم نوشتم
برای ژیلای عزیزم که منو وارد دنیای زیبای عشق کرد
برای ژیلا گلم که قلبم سرشار از عشقی زیبا کرد
عشقی که دنیای مرا زیبا کرد و منو از پیله تنهایی خودم درآورد
پس قسم به عشقی که تا ابد تو قلبم
همیشه در کنارت میمونم و هستی مو به پات میریزم
دوستت دارم با همه احساسم ژیلا
تا ابد در قلب منی و عاشقانه دوستت دارم
عشق ما عشقی جاودانه است و تا ابد پایدار
ژیلا ازت ممنونم که هم محبت و عشق رو بهم دادی
هم عشق و محبت یه عاشق پاک و صادق
ژیلا تو هدیه خدا هستی برای من
شاید روزی برسه که من خودم معرفی کنم
معرفی کنم ولی حالا وقتش نرسیده
تا اون روز من و عشقم رو همراهی کنید
هر چیزی که تو این وب می نویسم
حرفای دلم به عشقم که خیلی دوستش دارم
** تقدیم با عشق به امید قلبم ژیلای مهربونم **
** دوست دارم با همه احساسم **

ميدوني چرامن با ديوار رفيق شدم ؟ اخه اگر يك روز بياد كه ديگه هيچ كسي نبود كه روي شونش گريه كني مي توني به ديوار پناه ببري اگر ديوار از زيرت شونه خالي كرد روي سرت خراب مي شه ديگه نياز نداري گريه كني چون بقيه واست گريه ميكنن
بی تو تنها گریه کردم توی شب ها بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتن تو لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب دل به بارون می سپارم
من برای گریه هایم چشمه ها رو کم می ارم
انتظار با تو بودن منو از پا در می یاره
ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره


کاش به دنیا نمی آمدم
کاش می شد بمیرم
کاش عاشق نمی شدم
اما دل ساده ی من تپید
و عشق را در چشمان او باور کرد
باور کردم قلب معصوم من در پناه زنیست که می تونه سر پناهم باشه
حس غریب عاشقی تو دل من مرده دیگه
سایه انتظار تو قلبمو پژمرده دیگه
یار قدیم ، یار جدید دیگه برام فرق نداره
نمی خوام که چشمای من به پای عشقی بباره
خدا فقط تو میدونی کسی منو نمی خوادش
دستای رحمت تو کو روی چشام باز بزارش
اینو می گم به اونا که لاف رفاقت می زنن
پشت منو خنجرشون لاف سخاوت می زنن
راه دلم بسته شده دلم کسی رو نمی خواد
سرد دیگه دستای من کسی که پیشش نمی یاد
ترسم اینه اگه بگم کسی منو دوست نداره
خدا باهام قهر بکنه اسم منو باز نیاره

روز مادر بر تمامی مادران جهان مبارک باد



حتی زیباترین کلمات برای بیان عشق بی پایان تو از شرم سر به زیر می افکنند.سیل اشک ها از بیان زحمات تو تبخیر می شوند. وزبان من از بیان عشقم به تو قاصر و شرمسار....
مادر!
چشمانت را از من مگیر چرا که بی فروغ نگاهت "من" دیگر معنایی ندارد.
قدر دانی از عشق تو ساعت و روز نمیشناسد ....
اما روزت مبارک!

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ، شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ، آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ديدي كه خداوند ميخنديد ، خداوند خوشحال شده بود ، خداوند خوشحال شده بود . پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد . اي تنها منجي من ، مرا تنها مگذار ، اگر آسمان شوي برايت زمين خواهم شد تا به رويم بباري ، براي چشمان معصومت نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا ، براي نفسهايت گلو خواهم شد و در رگهايت از خون خود خواهم دميد ، و پس از مرگت نيز براي جسدت كفن خواهم شد ، مرا تنها مگذار ، مرا تنها مگذار . روزي كه خداوند تو را مي آفريد از او زمان مرگت را پرسيدم ! ميداني چرا ؟ براي اينكه پيش از تو بميرم و هيچ گاه مرگت را نبينم . ميخواهم تا هميشه برايم زنده باشي تا هميشه . تو ديگر تنها نيستي ، خانه اي خواهم ساخت برايت ، از استخوانهايم ، برايش ستون و از پوستم برايش سقفي ، قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم و از گرمي خون رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم و تا هميشه در كنارت ميسوزم تا هميشه و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني ...
تقدیم به تو ای عزیز ترینم ... ژیلا

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشاش
زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی...اگه نگات کرد
عاشقته...اگه خجالت کشید برات میمیره...اگه سرشو
انداخت پائین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو
میمیره.......میدونم الان رفتی تو فکر زندگی اجبار
است...مرگ انتظار است...عشق یک بار است...فکر
تو تکرار است...جدائی دشوار است...کاش گناهی کنم
که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد
عادت همه چیز را ویران می کند وای به روزی که چیزی حتی عشق عادتمان شود ... عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان دیگر سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست و آواز عاشقانه خواندن دلیل عاشق بودن ولی ای دوست تو نگاه عاشقانه ات را عاشقانه نگهدار و کلام ساده ی عاشقانه ات راخالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش :
همیشه شبه عشق در کنار عشق بوده

چراغی کهنه ام وقت است خاموشم کنی..کم کم

من از طرح زیبای هر خاطره
سلامی غزل گونه خواهم نوشت
که باور کنی گرچه دوراز تو ام
فراموش هرگز نکردم تو را
در این رخوت بی مجال زمان
که احساس پژمرده همچون خزان
به یاد تو من مانده ام آشنا
که شاید که من یاد باشم تو را
تو عادت می كنی كم كم به اين معراج وارونه
به اين كابوس بيداری كه شكل عشق می مونه
تو عادت می كنی كم كم به اين احساس نفرينی
طلسم عشق نمی ذاره بفهمی خواب می بينی
شبيه سايه ها می شی حضورت رو نمی شناسی
نمی تونی خودت باشی تو اين بازی احساسی
تو می ترسی ولی راهی نمی بينی كه برگردی
نمی دونی كه جاپاتو كجای قصه گم كردی
گرفتار خودت می شی به آرومی تو می ميری
هنوز از پا نيفتاده شب تدفين می گيری
يه سنگ مرمر مشكی برات مرثيه می خونه
هميشه بود و عاشق بود ولی امروز پشيمونه
يه گورستان بی زائر تمومت می كنه نم نم
يه چيزی تو دلت می گه تو عادت می كنی كم كم...


فراموش شده ام در این دنیا عاشقان
فراموش شدم در دریاچه عشق
فراموشم کردی رفتی عزیزم
نذاشتی این دل من با تو باشه
فراموشم کردی از ذهنت
فراموش کردی حرف های من
فراموش کردی عشق منو
فراموش شدم عزیزم از ضیافت عشق
فراموش شد این دلم
فراموش شد این نگاه عاشقانه
فراموش شد این حرف های عاشقانه


**عاشق تنها**
عاشق تنها بیا عاشق ترم کن
در دو چشم عاشقت خاکسترم کن
هر دو چشمانت برایم زندگیست
با نگاهت زندگی هم عاشقیست
با تو بودن عاشقی کردن خوش است
عاشقی کردم که بی تو ناخوش است
عاشقی کردی که کردی عاشقم
تو چه کردی با دلم من عاشقم
عاشق هستم عاشق هستم ای خدا
تا به کی از یار خود باشم جدا

**عاشق شدم**
می خوام بگم از زندگیم که عاشق یکی شدم
عاشق یه ناز بانوی خوشکل و صادقی شدم
*********
یه ناز گلی که با نگاش منو به رویا می بره
لحن صداش برای من از هر صدای بهتره
*******
آره توی ژیلا خانم همون که عاشقش شدم
شعر و نوشتم واسه تو بگو که لایقت شدم
*******
تو هم بگو دوسم داری تا دلم آروم بگیره
اگه بگی دوست نداری دلم همین جا می میره
********
اینم بگم عزیز که من فقط تو رو می خوام
اگه نباشی کنارم دیگه کسی رو نمی خوام

دوست ندارم که هیچ وقت دیگه تو رو ببینم
خیال نکن بعد از این به پای تو میشینم
منو بگو میگفتم تو تنها تکیه گاهی
بین همه آدما تو پاک و بیگناهی
من توی دنیای خود عالمی با تو ساختم
عمرو به پات گذاشتم غافل از این که باختم
حرفی دیگه نمونده آخر خط همین جاست
برو واسه همیشه جواب تو با خداست
میخوام اینو بدونی قصه ی ما تموم شد
فقط دلم میسوزه که زندگیم حروم شد
آتیش زدی خونمو خونت آتیش بگیره
ببین چه کردی که دل دلش میخواد بمیره
میخوام اینو بدونی قصه ی ما تموم شد
فقط دلم میسوزه که زندگیم حروم شد

عشق همیشه گفتن دوستت دارم نیست گاهی سکوت و نگاه ردن است...
کاش می توانستم التماس کردن را بیاموزم...
کاش می توانستم تکه های قلب شیشه ای ام را برایت بشکنم...
کاش می توانستم مانند بی گناهان به چشمانت زل بزنم...
کاش می توانستم دریای قلبم را که طوفانی شد ه است را آ رام کنم...
کاش می توانستم از تازیا نه های امواج سهمگین دلم به قلبم خبری د هم...
کاش می توانستم دستهایت را مانند لیلی بگیرم...